تبليغاتX
خاله زیزیلی
  ۱ 

  ۲

  ۳

  ۴

  ۵

  ۶

 

برای خوندن داستان این تصاویر به وبلاگ درکوچه های تنگ دل بروید.


+ نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 13:21
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |

+ نوشته شده در جمعه 23 اسفند1387ساعت 11:9
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |


+ نوشته شده در چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 13:59
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |

+ نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن1387ساعت 18:37
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |
گاهی وقتا دلم می خواهد دنیا تموم بشه یا اینکه آرزو می کنم بعضی آدما از روی کره زمین نسلشون منقرض بشه ، آدمایی که در صدر قدرت ها هستند . آدمایی که فقط وفقط به منافع خودشون فکر میکنن آدمایی که سنگ دین رو به سینه میزنن اما دل علی از کاراشون خونه . . .
دلم گرفته به خاطر ظلمی که نه تنها به من بلکه به خیلی از اطرافیان من هم میشه . آدمایی که به واسطه ی قدرتی که چند روز دنیا بهشون داده یادشون میره کی هستن برای چی پشت اون میز نشستن !!!


+ نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387ساعت 20:0
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |
امروز هفت شهریور ماه سال یکهزار و سیصدو هشتاد و هفت شمسی مصادف است با تولد یکی از کوچکترین آدم های روی زمین . . .

پس کادو هاتون کو ؟؟؟؟


+ نوشته شده در پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 9:14
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |
من فروغم

زنی تنها در آستانه یک خیابان خاکستری

 با چشمهایی پر از خورشید های خاکستری

و آتشی سرخ

که می تپد در زیر جاده

آه کاش همیشه ها تکرار شود 

کاش دوباره صدای تیک تیک سرعت را می شنیدم

صدایی که مرا به رسیدن نزدیک می کرد . . .

من فروغم

اما این بار سرد نیست

کاش می لرزیدم

من فروغم

با چشمهایی خاکستری

با دستهایی کوتاه

وبا انگشتهایی که میان آنها فاصله هاست

من فروغم

شاکی از چرخ

آه !آن خیابان را می گویم

آن خیابان خاکستری که مرا به انتهای آتش سرخ می رساند

دستهای کوتاهم را باز کردم و 

موهای خاکستری تو بود که در باد رها شد 

 درها را گشودم 

و آتش سرخ زبانه کشید

ومن در انتهای شعله های آن می رقصیدم

اما اشکهایم آتش را شعله ور می کرد. . .

و من هر روز پشت پنجره می ایستم

تا شاید باد دستهای کوتاهم را به موهای خاکستری تو آغشته کند . . .

آه کاش من فروغ بودم!

 

 

 


+ نوشته شده در دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 0:25
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |
دیگه خسته شدم  از آدمای دور و برم خسته شدم دیگه کاریکاتور هم راضیم نمیکنه . . .و این خیلی بده!

تا اطلاع ثانوی تعطیله. . . !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


+ نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت 9:41
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |
   
+ نوشته شده در دوشنبه 19 فروردین1387ساعت 0:2
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |

 


+ نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 23:43
توسط زینب امیری مقدم موضوع: |

zizili

زینب امیری مقدم

zizili

http://zizili.blogfa.com

خاله زیزیلی

خاله زیزیلی

خاله زیزیلی

. . . منم - شاید - مثل همه ی آدما از نقطه شروع کردم ؛ با قلم یه رد سیاه کوچیک گذاشتم روی سفیدی کاغذ و بهم گفتن :
این نقطه است .
نقطه کم کم خط شد و خط ها چند تا شدن و شدن خطوط ! حالا گاهی وقتا که یه چیزایی خط خطی می کنم بهم میگن : این کاریکاتوره .
امیدوارم که باشه . . .

زینب امیری مقدم
متولد 1364 سیرجان (کرمان)
فوق دیپلم گرافیک

خاله زیزیلی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog